زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 29 روز سن داره
پسرم برديا پسرم برديا ، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 7 روز سن داره
پرکشیده🧚‍♀️پرکشیده🧚‍♀️، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره
پرکشیده 🧚‍♂️پرکشیده 🧚‍♂️، تا این لحظه: 7 سال و 3 روز سن داره

آرزوی من

زندگی رو ادامه میدم این تصمیم این دقیقه منه

جواب از و سونو این ماه ...

1392/6/25 22:46
نویسنده : صبا بانو
309 بازدید
اشتراک گذاری

ن عیدیمو اینجوری گرفتمدل شکسته چی بگم هر چی بگم کفر میشه و ناشکری

 همون گریمو میکنم بهتره سنگین ترمگریه
کلی جوش زدم که بماند رفتم با ازمایشگاه دعوا کردم که چرا جواب ازم حاضر نیست

 خلاصه با کلی فن و کلک جواب ازو گرفتم اومدم سونو گرافی

 باز 3 ساعت منتظر شدم تا جواب سونو رو بهم بده
وقتی سونو میکرد بهم توضیح داد که چه خبره و من احساس میکردم دارن اب داغ میریزن روم هی شل تر میشدم
تو سونو گرافی بهم گفت که دو تا کیست سمت راست و یه فولیکول بزرگ که احتمالا اونم داره تبدیل به کیست میشه سمت چپ دارم و کیست سمت راست که اندازش حدودا 42 هست در حال خونریزیه داخلیه...
هیچی دیگه جوابمو بردم پیش دکتر گفت پرو لاکتینت خیلی اومده پایین رنج نرمال ازمایشگاه 92 تا 188 و پرو لاکتین من 32 بود بقیه چیزا نرمال بود
بهم گفت که یاسمین و استروژن بخورم و دو سه ماه دیگه برم اقدام

 تا اینو گفت انگار یه طناب انداختن دور گردنو فشار دادن دیگه نفسم در نمیاومد
گفت یه کار دیگم میتونی بکنی اونم این که گیاهی درمان کنی
ویتاگنوس بخوری ولی بعد گفت نه همون یاسمین بهتره
خلاصه منم اومدم دارو خونه و گفتم یه بسته یاسمین بهم بده 
فکر کردم روش نوشته 3500 بعد دیدم نه خیر نوشته سی و پنج و پونصد
من هم نخریدم اومدم خونه وقتی به همسری جریان رو گفتم اونم مثل من مچاله شد.
خلاصه تصمیم گرفتم که همون ویتاگنوس رو بخورم  و یاسمین نخورم به سه دلیل
1 امروز 7 پریه و برای شروع یاسمین دیره
2 اگر یاسمین بخورم احتمال بارداری صفر میشه ولی با ویتا گنوس 20 درصد احتمال هست
3 خیلی گرون بود من پول همراهم نبود

الانم همش درد دارم انگار یکی هی داره دلو قلوه و تخمدونامو نیشگون میگیره
امام رضاااااااااااااااا.......... تولدتم که هست باز حال ما گرفته میشهناراحت
خیر سرمون جدمونی هااااااااا حالا پارتی بازی نمیکنی دیگه دلمونو نشکن چشم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

موژان
25 شهریور 92 23:17
امیدوارم همه چی به خیر و خوشی تموم بشه و شما هم صاحب یه نینی ناز بشی...
ببین باور بکنی یا نکنی...درسته مشهد دوره،اما برادر امام رضا که نزدیکه!تهرانی دیگه؟
اگه تهرانی حتما یه سر برو امامزاده صالح(ع)و ازش بخوا که حاجت روات کنه،ممءن باش میکنه.


عزیزممن مشهد هستم
اب نبات
26 شهریور 92 2:26
ای پسر فاطمه، نور هدی سبزترین باغ بهار خدا با تو دل از غصه رها می شود پاکتر از آینه ها می شود ای گل گلزار خدا، یا رضا آینه ی قبله نما یا رضا..ولادت امام ضا بر شما مبارک
اب نبات
26 شهریور 92 2:28
سلام عزیزم خیلی لز لین موضوع ناراحت شدم ان شالله مشکلت رفع بشه و نی نی زود زززززود بیاد توی بغلت


مرسی عزیزمممممممممم ایشالا روزیه شما هم باشه
maman masi
27 شهریور 92 10:48
سلام صبا جونم
غصه نخور خوشگلم چرا انقدر نا امیدی دختر؟؟ کار خدا که بی حکمت نیست فدات شم
مطمئن باش خدا به وقتش دلتو شاد میکنه و دامنت سبز میشه. منم به پسرم میگم برات دعا کنه. راستی صبا جون منم دو سال هست که نرفتم حرم امام رضا. اما حرم خواهرش که تو شهرمونه رفتم. من رشت هستم. با نظر اون دوستمون موافقم. شاید از اماممون دوری اما خواهر و برادرشم حاجتتو میدن مطمئن باش. من حاجنمو از خواهرش گرفتم. پسرمو نذر جوادش کردم که سالم بیاد بغلم و انشالله بعدش میبرمش پابوس آقا بازم اگه نشد میبرم پابوس خواهرش
توکل بر خدا همه چی درست میشه
انرژی مثبت یادت نره


مرسی عزیزم ایشالا که حاجت روا بشی
مامان الی
1 مهر 92 2:49
الهی به حرمت امام رضا

بیاد اونی که منتظرشی عزیزم

امیدت به خدا


ممنون گلم
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرزوی من می باشد